زرد و سفید

دو تا رفیق بد، دو فصل خشک سرد نحس‌ِ زمستون و خزونِ رنگ درد زردِ جدا بودن، سفیدِ تکراری چهره‌ی زار زن، ترس دل یک مرد خودم رو گم کردم تو وهم این صورت آینه رو سوزوند، خاک و غبار و گرد بدون جرم محکوم به حبس شش ماهه منع ملاقات و حساب زوج و […]

منطق مزخرف

یکی به نعل زندگی، یکی به میخ نیستی هنوز هم دربدرِ منطق پوچ چیستی تمام عمر خیره به این سوال سخت بی‌جواب ازچه؟ برای چه؟ کجا؟ مزخرفات کیستی