بی تفاوت
زدی رفتی دیگه از هر چی شبه بیزارم
حال این همه سیاهی رو ندارم ولی باز بیدارم
تو امید صبح فردام بودی، یه ستاره، حالا
من سرد بی تفاوت، با چشای بسته، دست رو دست میزارم…
زدی رفتی دیگه از هر چی شبه بیزارم
حال این همه سیاهی رو ندارم ولی باز بیدارم
تو امید صبح فردام بودی، یه ستاره، حالا
من سرد بی تفاوت، با چشای بسته، دست رو دست میزارم…
مرسی.